فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
365
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
را برشمرديم و غرضمان از اين توصيف و توضيح آنست كه بگوئيم اگرچه شاهان مشرق زمين به قياس با پادشاهان اروپا بربر به حساب مىآيند اما اينان در رعايت خرج و دخل مملكت بيش از فرمانروايان اروپا اهل حساب و آهستهكارند و جشنها و تفريحات خود را ، بيشتر به جهت رعايت حال رعاياى خويش و نه براى صرفهجوئى در مال و منال ، با كمترين مخارج ترتيب مىدهند . چون ايام روزه يا ماه رمضان كه همهء مسلمانان در همهجا آن را پاس مىدارند نزديك بود و شاه قصد داشت اين ماه را در ييلاق بگذراند ، سفير اصرار داشت كارهاى خود را با شتاب هرچه بيشتر انجام دهد و در آغاز ماه اوت به هرمز عزيمت كند . به همين جهت شاه فرمان داد به وى پروانهء حركت بدهند و هرگونه وسيلهء لازم براى سفر در اختيارش بگذارند . روز دوم ماه اوت به سفير خبر دادند كه شاه عصر همان روز به منظور ابلاغ اجازهء مرخصى همهء سفيران از جمله سفير اسپانيا را در ميدان بار خواهد داد . ساعت نه شب همهء سفرا در شعاع مشعلها و فانوسهاى فراوانى كه پيشتر توصيف كردهايم در ميدان حضور يافتند . سفير اسپانيا هنگامى به ميدان رسيد كه سفراى ديگر در گوشهاى از ميدان جلو در حرمسرا در انتظار شاه بودند . سفير كه انبوه جمعيت و حرارت هوا را در آن نقطه توأم ديد يكسر به وسط ميدان رفت و با رؤساى دو صومعهء اصفهان كه با كشيشان خود آمده بودند به گفتگو پرداخت . اين روحانيان در ميدان حضور يافته بودند تا بوسيلهء سفير اسپانيا از شاه درخواست كنند اجازهء ساختن كليساهائى بدانها داده شود زيرا تا آن زمان فقط اجازهء اقامت در اصفهان بدانها داده شده بود . در اين موقع شاه با كوكبهاى مركب از عدهاى از بزرگان و كثيرى نوكرها و در ميان تعداد زيادى مشعل و شمع و شمعدانهاى سيمين بزرگى از آن نوع كه در تابستان گذشته در قزوين ديده بوديم از قصر خود خارج شد . در هيچجا توقف نكرد و بىآنكه با كسانى كه جلو درگاه كاخ در انتظارش بودند سخنى بگويد با راهنمائى مهماندار به محلى آمد كه سفير به گفتگو با روحانيان مسيحى مشغول بود و بمحض